X
تبلیغات
مرگ بر این زندگی

مرگ بر این زندگی

عشق يعني يك سلام و يك درود

 عشق يعني درد و محنت در درون

 عشق يعني يك تبلور يك سرود

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني يك شقايق غرق خون

 عشق يعني زاهد اما بت پرست

 عشق يعني همچو من شيدا شدن

 عشق يعني همچو يوسف قعر چاه

 عشق يعني بيستون كندن بدست

 عشق يعني آب بر آذر زدن

 عشق يعني چون محمد پا به راه

 عشق يعني عالمي راز و نياز

 عشق يعني با پرستو پرزدن

 عشق يعني رسم دل بر هم زدن

 عشق يعني يك تيمم يك نماز

 عشق يعني سر به دار آويختن

 عشق يعني اشك حسرت ريختن

 عشق يعني شب نخفتن تا سحر

 عشق يعني سجده ها با چشم تر

 عشق يعني مستي و ديوانگى

 عشق يعني خون لاله بر چمن

 عشق يعني شعله بر خرمن زدن

عشق يعني آتشي افروخته

 عشق يعني با گلي گفتن سخن

 عشق يعني معني رنگين كمان

 عشق يعني شاعري دلسوخته

 عشق يعني قطره و دريا شدن

 عشق يعني سوز ني آه شبان

 عشق يعني لحظه هاي التهاب

 عشق يعني لحطه هاي ناب ناب

 عشق يعني ديده بر در دوختن

 عشق يعني در فراقش سوختن

 عشق يعني انتظار و انتظار

 عشق يعني هر چه بيني عكس يار

 عشق يعني سوختن يا ساختن

 عشق يعني زندگي را باختن

 عشق يعني در جهان رسوا شدن

 عشق يعني مست و بي پروا شدن

 عشق يعني با جهان بيگانگى...
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر 1389ساعت 9:18  توسط مانیا  | 

 

وقتي که عاشقم شدي پاييز بود و خنک بود
تو آسمون آرزوت هزار تا بادبادک بود
تنگ بلوري دلت  درست مث دل من
کلي لبش پريده بود همش پره ترک بود
وقتي که عاشقم شدي چيزي ازم نخواستي
توقعت فقط يکم عاشقي و نوازش و کمک بود
چه روزا که با هم ديگه مسابقه گذاشتيم
که رو گل کدوممون قايق شاپرک بود؟
تقويم که از روزا گذشت دلم يه جوري لرزيد
راستش دلم خونه ترديد و هراس و شک بود
ديگه نه از تو خبري بود و نه از آرزوهات
قحطي مژده و روزاي خوش و قاصدک بود
يادم مياد روزي رو که هوا گرفته بود و
اشکاي سرخ آسمون آروم و نم نمک بود
تو در جواب پرسشم فقط همينو گفتي
عاشقيمون يه بازي شايد الک دولک بود
نه باورم نميشه  که تو اينو گفته باشي
کسي که تا ديروز برام تو گل دنيا تک بود
قصه با تو بودن و مي شه فقط يه جور گفت
کسي که رو زخماي قلبم مث نمک بود...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 12:15  توسط مانیا  | 

روزای خیلی طلایی یادته؟

روزای خیلی طلایی یادته؟ روز ترس از جدایی، یادته؟
روز تمرین اشاره یادته؟ شب چیدن ستاره یادته؟
شعرای کتاب درسی یادته؟ یادته گفتی می ترسی ،یادته؟

عکسمون تو قاب عکس و ، یادته؟ بله بدون مکث و یادته؟
دستمون تو دست هم بود یادته؟ غصه هامون کم کم بود، یادته؟
چشم نازت مال من بود یادته؟ دیدن من غدغن بود یادته؟

روزگار قهر و آشتی یادته؟ هیج کس و جز من نداشتی ، یادته؟
رویاهای آسمونی ،یادته؟ قول دادی پیشم بمونی، یادته؟
روزای بی غم و غصه یادته؟ ببینم اول قصه یادته؟

عصر ابراز علاقه یادته؟ خبر خوش کلاغه ،یادته
دست گرمت تو زمستون یادته؟ شونه من زیر بارون یادته؟
واسه خنده اجازه یادته؟ اونا که می گفتی رازه ؛ یادته؟


یادته فال های حافظ تو حیاط ؟ یادته قسم جون شاخه نبات؟
گل سرخا رو نچیدیم یادته؟ یه روزی هم و ندیدیم ؛ یادته؟
حرفامون سر صداقت یادته؟ تو ، تو مجازات خیانت ، یادته؟

پنهونی سر قرارا ، یادته؟ تأخیرات توی بهارا یادته؟
گوش ندادیم به نصیحت، یادته؟ گشتنت دنبال فرصت یادته؟
دستات و میخوام بگیرم یادته؟ راستی تو ، بی تو می میرم یادته؟

دونه دادن به کبوتر یادته؟ خاطرات توی دفتر یادته؟
فال با نیت رسیدن یادته؟ طعم قهوه رو چشیدن یادته؟
واسه فال قهوه رو خوردن یادته؟ روزی صد بار بی تو مردن ، یادته؟

یادته دعا، یادته دعای زیر طاقیا ؟ کنار بوته های عقاقیا ؟
زیر اون درخت گیلاس، یادته؟ با دوتا شاخه گل یاس؛ یادته؟
یادته گفتن راز ،به قاصدک ؟ یادته، چه قدر به هم گفتیم، کمک ؟

فکر بودن توی قایق یادته؟ تو به من گفتی شقایق، یادته؟
پیش هم بودیم نذاشتن، یادته؟ اونا ما رو دوست نداشتن ،یادته؟
نامه بدون امضاء یادته؟ اسم مستعار ......یادته؟

طرح اون انگشتر من یادته؟ پاسخ مختصر من یادته؟
فال حافظ شب یلدا ، یادته؟ اسمم و گذاشتی شیدا یادته؟
چیزی خواستیم از خدامون یادته؟ مستجاب نشد دعامون، یادته؟

چشمون زدن حسودا یادته؟ چشامون شد مثل رودا ، یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟
گفتی ما باید جداشیم یادته؟ گفتی باید بی وفاشیم ، یادته؟
یه دفه ازم بریدی ؛ یادته؟ خط رو اسم من کشیدی ؛یادته؟
حلقه من دست تو دیدم؛ یادته؟
حلقه من دست تو دیدم یادته؟ کلی سرزنش شنیدم ؛ یادته؟
چشم من به چشمت افتاد یادته؟کاری که دست دلم داد ؛ یادته؟
حالا اومدم، همون جا وایسادم؛
حالا اومدم همون جا وایسادم که تقاضای تو رو جواب دادم
دراوردم از دسم انگشتر و، جا گذاشتمش همونجا ، دفتر و
اما قول دادم به قلبم و خدا، دیگه دل ندم به عشق آدما

مي خوام به همه دنيا بگم ديوونم كردي و رفتي

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 12:11  توسط مانیا  | 

کاش!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

کاش عشقی در دلم جان می گرفت

روزهایم رنگ دیگری می گرفت

کاش روزی در دل تنهایی من

خانه ای با نام تو پا می گرفت

خانه ای با نام تو پا می گرفت

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 11:32  توسط مانیا  | 

عمر منی تو

بدون شرح

کاشکی میفهمیدی چقدر دوست دارم..........................................

کاشکی میفهمیدی چقدر دوست دارم..........................

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 9:29  توسط مانیا  | 

شهر من رو به زوال است/ تو باید باشی

دل من زیر سوال است/ تو باید باشی

فال حافظ زدم آن رند غزلخوان میگفت

زندگی بی تو محال است/ تو باید باشی

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 9:21  توسط مانیا  | 

رسم رو زگار.........................

وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن............  

 دنیا را بد ساخته اند ... کسی را که دوست داری ، تو را دوست نمی دارد ... کسی که تورا دوست دارد ، تو دوستش نمی داری ... اما کسی که تو دوستش داری و او هم تو را دوست دارد ... به رسم و آئین هرگز به هم نمی رسند ... و این رنج است ...

 

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آذر 1389ساعت 9:19  توسط مانیا  | 

 

                 کی فکر میکرد یه روز نگات اینجوری داغونم کنه

                               آواره و در بدر کوه و بیابونم کنه

                       عشق تو اینجوری بیاد رخنه کنه تو تن من

                         مثل یه سیلاب بزنه خراب و ویرونم کنه

                 کی فکر میکرد که عشق تو ازون همه غرور من

                            یه کوه گریه بسازه ابر بهارونم کنه

                کی فکر میکرد چشای تو یه روز بشه اسلحه و

                       خشاب سرمه ات بزنه گلوله بارونم کنه

                 از یه نگاه شروع شدو به مرگ من تموم میشه

                همیشه این عاشقه که بپای عشق حروم میشه...


+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم آذر 1389ساعت 8:58  توسط مانیا  | 

قلبمو شکستی............

قلبمو شکستی............


اگه قلبمو شکستی به فدای یک نگاهت

 این منم چون گل یاس نشستم سر راهت

 تو ببین غبار غم رو که نشسته بر نگاهم

 اگه من نمردم از عشق تو بدون که روسیاهم

اگه عاشقی یه درده چه کسی این درد ندیده

 تو بگو کدام عاشق رنج دوری رو ندیده

اگه عاشقی گناهه ما همه غرق گناهیم

 میون این همه آدم یه غریب و بی پناهیم

تو ببین به جرمه عشقت پره پروازمو بستند

تو ندیدی منه مغرور چه بی صدا شکستم..............
+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم آذر 1389ساعت 14:18  توسط مانیا  | 

تو همیشه دعوتی!!!!!

تو همیشه دعوتی!!!!!
 
 
 
نگاهت كافيست!تا  در هواي آمدنت بميرم!تو هميشه دعوتي راس ساعت دلتنگي!!!!!!!!!!!!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم آذر 1389ساعت 14:23  توسط مانیا  | 

اجازه هست؟!؟!؟

 

سلام عزیز مهربون، اجازه هست بشم فدات؟

اجازه هست تو شعر من، اثر بذاره خنده هات؟


شب که می شه یواش یواش، با چشمک ستاره هاش

اجازه هست از آسمون، ستاره کش برم برات؟


اجازه هست بیای پیشم یه كم بگم دوست دارم؟

تو هم بگی دوسم داری بارون بشم دل ببارم


بریم تو باغ اطلسی بی رنج و درد بی كسی

بهت بگم اجازه هست گل روی موهات بذارم


اجازه هست خیال کنم، تا آخرش مال منی؟

خیال کنم دل منو، با رفتنت نمی شکنی؟


اجازه هست خیال کنم، بازم میای می بینمت؟

با اون چشای مهربون، دوباره چشمک می زنی؟


طپش طپش با چشمكت، غزل بگم برای تو

با اتكا به عشق تو، تو زندگی برم جلو؟


هر چی بگی نه نمی گم، جونم بخوای برات می دم

هر چی می خوای بهم بگو، فقط بهم نگو برو


اجازه هست بازم تو خواب، بوس بكارم كنج لبات

یه شعر تازه تر بگم، به یاد شرم گونه هات


نشونیتو بهم می دی؟ تا پنهون از چشم همه

ورق ورق نامه بدم بازم برات


همیشه مهربون من! نامه رسید به انتها

فقط یه چیز یادت باشه: بازم به خواب من بیا

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 12:41  توسط مانیا  | 

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 12:31  توسط مانیا  | 

پرسپولیسی

پرسپولیسی ام

روزگارم سرخ است

تکه قلبی دارم،ان هم سرخ است

تیمی دارم،بهتر از استقلال

خونی،بهتر از اب روان

من هوادارم

قبله ام یک گل سرخ

جانمازم عشق سرخ

همه ذرات وجودم متبلور شده از سرخی

پرسپولیس تیمی نیست،که به اسانی از یاد من و تو برود

پرسپولیس مجذور عشق است

پرسپولیس،رنگ سرخی است به توان بی نهایت

پرسپولیس،ضرب دل سرخ من و توست

پرسپولیس،هندسه فریاد سرخ است

هر کجا هستم باشم،پرسپولیس مال من است

بردها،طوفان ها،فریادها مال من است

چه اهمیت دارد

گاه اگر می بازد،مهم عشقی است که در قلب من و تو جاری است

من نمی دانم

که چرا می گویند:اب ابی است،یا که دریا ابی است

و چرا در دل ما طوفان سرخی جاری است

لاله سرخ چه کم از ابی اسمان دارد

چشم ها را باید شست،جور دیگر باید دید

و نپرسیم چرا خون سرخ است

بو کنیم  گلهای سرخ را

و نپرسیم چرا قلب حقیقت سرخ است

کار مانیست شناسایی راز گل سرخ

کار ما شاید این است

که در افسون گل سرخ شناور باشیم

اسمان را سرخ کنیم

و وقت غروب،دوباره متولد بشویم

کار ما شاید این است

که میان گل سرخ و لاله قرمز

فریاد زنیم

من هوادارم

        عشقم سرخ است

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 12:0  توسط مانیا  | 

خدایا.......

خدایا.......
می خواستم زندگی کنم ، راهم را بستند
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است.
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 11:36  توسط مانیا  | 

بمون.....!!

کاشکی تورو سرنوشت ازم نگیره

میترسه دلم بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن تورو

لااقل از تو خاطره هام نرو

کی مثل من واسه تو قلب شکستش میزنه؟؟

آخه کی واسه تو مثل منه؟؟؟

بمون دل من فقط به بودنت خوشه

 منو فکر رفتن تو میکشه

لحظه هام تباهه بی تو

زندگیم سیاه بی تو نمیتونم

کاشکی تورو سرنوشت ازم نگیره

میترسه دلم بعد رفتنت بمیره

اگه خاطره هام یادم میارن تورو

لااقل از تو خاطره هام نرو

کی مثل من واسه تو قلب شکستش میزنه؟؟

آخه کی واسه تو مثل منه؟؟؟

بمون دل من فقط به بودنت خوشه

 منو فکر رفتن تو میکشه

لحظه هام تباهه بی تو

زندگیم سیاه بی تو نمیتونم

+ نوشته شده در  شنبه ششم آذر 1389ساعت 11:12  توسط مانیا  | 

مطالب قدیمی‌تر